السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

174

جواهر البلاغة ( فارسى )

1 - در « ميتا » گمراهى به مرگ تشبيه شده است و جامع در هردو ، ترتب فايده نداشتن بر آنهاست . و « موت » براى « ضلال » استعاره آورده شده است و از « موت » به معنى « ضلال » « ميتا » به معنى « ضالّ » يعنى گمراه مشتق گرديده است و اين استعارهء عناديه است براى اين‌كه اجتماع مرگ و گمراهى در يك چيز ممكن نيست . استعارهء دوم استعارهء « احياء » ( زنده‌كردن ) براى هدايت است و اين استعاره وفاقيّه است ، زيرا اجتماع زنده‌كردن و هدايتگرى در خداوند متعال ممكن است . خداوند متعال هم زنده‌كننده است و هم هدايت‌كننده . ثم العنادية - قد تكون تمليحية - اى المقصود منها التمليح و الظرافة و قد تكون تهكمية - اى المقصود منها التهكم و الاستهزاء بان يستعمل اللفظ الموضوع لمعنى شريف ، على ضده او نقيضه ، نحو : رأيت اسدا تريد جبانا ، قاصدا التمليح و الظرافة او التهكم و السخريه و هما اللتان نزّل فيهما التضاد ، منزلة التناسب ، نحو : « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » اى انذرهم فاستعيرت البشارة التى هى الخبر السار للانذار الذى هو ضدّه بادخال الانذار فى جنس البشارة ، على سبيل التهكم و الاستهزاء و كقوله تعالى : « فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ » سپس استعارهء عناديه ( ناهمساز ) گاهى « تمليحيه » است يعنى مقصود از آن نمكين كردن سخن و ظرافت‌گويى است ، و گاه « تهكميّه » است يعنى مراد از آن نيش زدن ، طعنه زدن و مسخره‌كردن است . بدين‌سان كه لفظى كه براى معناى ارجمندى وضع شده است بر ضدّ آن يا نقيض آن به كار مىرود . مثل « رأيت اسدا » شيرى را ديدم ، اراده مىكنى آدم ترسويى را ، به قصد نمكين‌كردن سخن و ظريف‌گويى يا به قصد نيش زدن و مسخره‌كردن ؛ و در اين دو استعارهء تمليحيّه و تهكميّه ، تضاد به منزلهء تناسب گرفته شده است . مثل « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » « 1 » آنان را به شكنجه‌اى دردخيز مژده بده ، يعنى « انذرهم » ( بيم بده ) پس « بشارت » كه خبر شادىآور است براى « انذار » كه ضدّ آن است استعاره آورده شده ، به سبب داخل‌كردن « انذار » در جنس « بشارت » به شيوهء تهكم و استهزاء .

--> ( 1 ) - اين تعبير سه‌بار در قرآن كريم آمده است : آل عمران ، 21 ؛ توبه ، 34 ؛ انشقاق ، 24